عکس و متن با موضوع خدا

خدا

اللهم عجل لولیک الفرج

حاج شیخ عبدالمجید باقری بنابی

 

تصوير شماره 5- تصاوير ديدار طلاب حوزه علميه بناب با حضرت آيت الله العظمي صافي-30/11/89

سفیر آسمان

یه شب با بچه­ها در حجره بودیم

کنار هم سر یک سفره بودیم

یکی می­خورد نان و سوپ خوش طعم

و بعضی هم غذامان خورده بودیم

 

شب آرام و زیبا و بهاری

که در لای زمانه گشته جاری

از آن شب­های پرفیض و عنایت

صدای پای او می­آید آری!

 

نگو امشب معلم خواهد آمد

معلم نه بگو یک نور شاید

یکی از بچه­ها در را زد و گفت

پدر آمد شوید آماده باید

 

و او یک مرد  خوب و آسمانی­ست

که کارش هم شبیه باغبانیست

زمین خشک دلها را بکارد

تمام حرفهایش گلفشانیست

 

تمام بچه­ها بر گرد او جمع

شبیه قصه­ی پروانه و شمع

دوباره باغبان و غنچه و عشق

دوباره ما شدیم بر گرد او جمع

 

معلم نامم او را یا که دریا

مؤسس نامم او را یا که بابا

نمی­دانم من از وصفش نیایم

تو می­دانی فقط بار خدایا

 

عبا بر قامت و عمامه بر سر

که گاهی می­زند بر بچه­ها سر

الهی نمی­بینم محنتش را

خدا حفظش کند از از هر بد و شر

 

سه­شنبه وعده­ی سبز حضور است

تمام حرفهایش مثل نور است

به پای درس اخلاقش نه ما که؛

ملائک هم به گردش در سرور است

 

به ما صحبت کند از خوب بودن

به درگاه خدا محبوب بودن

از انجام گناه پرهیز کردن

از اخلاق حسن محبوب بودن

 

مصلّی با نفس­هایش معطّر

شود مسجد به اندر او منور

به مردم صبح و شام او مقتدی است

سخنرانی کند بالای منبر

 

خلاصه او ز جنس آفتاب است

طلوعی از آفق­های بناب است

تن ناقابلم جانم فدایش

خدا حفظش کند درّی که ناب است

 

الا سرباز قرآن ای معلم

بهار جسم و جان آه ای معلم

حلالم کن که شاگردی حقیرم

سفیر آسمان جانم معلم

                                                                  م.درستان

 

یا حسین

بسم رب الحسین

نون و قلم نبی است و ما یَسترون حسین(ع)

طاق فلک علی است به عالم ستون حسین(ع)

خلقت تمام حضرت زهراست خون حسین(ع)

هستی تمام ظاهر و ما فی البطون حسین(ع)

با یک قیامت است هم القالبون حسین(ع)

در این قیام نقطه ی پرگار زینب است

 

 

سردار سر سپرده ی جولان عشق کیست؟

تنها امیر فاتح میدان عشق کیست؟

عشق است حسین و گوش بفرمان عشق کیست؟

روح دمیده در تن بی جان عشق کیست؟

علامه ی مُفَسِر قرآن عشق کیست؟

اذن دخول در حرم یار زینب است

 

 

ذرات کائنات همه مرده یا خموش

در احتجاج بود زنی یک علم به دوش

آتشفشان قهر خداوند در خروش

هوهوی ذوالفقار علی میرسد به گوش

در هیبتی ز حیدر کرار زینب است

 

 

پیداترین ستاره ی دیبای خلقت است

زیباترین سروده ی لبهای خلقت است

زهراترینِ زُهره ی زهرای خلقت است

لیلاترینِ لیلیِ لیلای خلقت است

شیواترین سؤال معمای خلقت است

گنجینه ی جزیره ی اسرار، زینب است

 

 

چشم ستاره دربه درِ جست و جوی ماه

بر روی نیزه دیده ی زینب گرفت راه

مبهوت می نمود به سر نیزه ای نگاه

آتش کشید شعله ز دل تا کشید آه ...

که ای جان پناه زینب و اطفال بی پناه

راحت بخواب چون که پرستار زینب است

 

 

از نای من به ناله چو افتاد نایِ نی

عالم شنید از پس آن های های نی

تو بر فراز نیزه و من در قفای نی

آنقدر سنگ خورده ام از لابه لای نی

تا اینکه یافتم سرت از ردِ پای نی

عشق تو هست آتش و نیزار زینب است

 

 

خورشید روی قله ی نی آشکار شد

کوچکترین ستاره سر شیرخوار شد

ناموس حق به ناقه ی عریان سوار شد

هشتاد و چهار خسته به هم هم قطار شد

زیباترین ستاره ی دنباله دار شد

در این مسیر نور جلودار زینب است...

جلسات اخلاق حاج آقا

 

      

 

 

اگر انسان بخواهد نفس خود را ظرفیت­سازی کند باید مانند ورزش مداومت داشته باشد همراه با بایدها و نباید­های خدا و رسولش.هرکاری می­خواهی انجام دهی با اخلاص باشد مانند ساختمانی که برای یکی دو ماه کارایی دارد نباشد که با بارش باران از بین می­رود.حالا که زحمت می­کشید ساختمان بنا می­کنید طوری بنا کنید که مقاوم باشد منبع درآمد باشد.

نماز را به خاطر به­به گفتن مردم نخوانیم که نتیجه آن هیچ است پایینتر از هیچ هم عاید او می­شود و آن آتش و عقاب خداوند است.دو رکعت نماز به خاطر خدا و جنبه­های الهی. به خاطر اینکه خدا از من راضی باشد من که زحمت می­کشم طوری باشد که ماندنی و مقاوم باشد بیهوده نباشد برای رضای الهی باشد.

انسان نماز می­خواند کتاب می­نویسد و ... اعمال او را که به آسمان می­برند مأمورین آسمان می­گویند برگردانید آنرا. او خدا را قصد نکرده بود بلکه دیگران را قصد کرده بود. انسان زیرک کاری می­کند که برای همیشه برای اومنبع درآمد باشد.

 

ادامه نوشته

 

جهان پرشور و ماتم شد

همه دلها پر از غم شد

بیا یا حضرت زهرا(س)

ببین ماه محرم شد

یا علی

خداوند برای امتحان و رشد دادن انواع مشکل‏ها را سر راه انسان قرار می‏دهد تا با آنها دست و پنجه نرم کند و رشد نماید.

حضرت علی(ع) می‏فرماید:

«و قدّر الارزاق فکثرها و قللها و قسمها علی الضیق و السعة فعدل فیها لیبتلی من اراد بمیسورها و معسورها و لیختبر بذلک الشکر و الصبر من غنیها و فقیرها ثم قرن بسعتها عقابیل فاقتها و بسلامتها طوارق آفاتها و بفرج افراحها غصص اتراحها و خلق الآجال فاطالها و قصّرها و قدّمها و اخّرها؛(نهج‏البلاغه خ91.)

روزی انسان‏ها را اندازه‏گیری و مقدر فرمود. گاهی کم و زمانی زیاد و به تنگی و وسعت به گونه‏ای عادلانه تقسیم کرد تا هر کس را که بخواهد با تنگی روزی یا وسعت آن بیازماید، و با شکر و صبر، غنی و فقیر را مورد آزمایش قرار دهد. پس روزی گسترده را با فقر و بیچارگی درآمیخت و تندرستی را با حوادث دردناک پیوند داد، دوران شادی و سرور را با غصه و اندوه نزدیک ساخت، اجل و سرآمد زندگی را مشخص کرد، آن را گاهی طولانی و زمانی کوتاه قرار داد و مقدّم یا مؤخر داشت.»

 

یا علی

 

    

آنچه در غدير براي مردم بيان شد، بزرگترين پيام اسلام، يعني ولايت اهل بيت عليهم السلام بود. همانند بسياري از موارد که براي اتمام حجت معجزه اي از سوي پيامبر صورت مي گرفت تا موجب اطمينان قلوب آن مردم و نسل هاي آينده تاريخ باشد، درغدير، خداوند در حضور پيامبر خود مستقيماً معجزه نشان داد و امضاي الهي را بر خط پايان غدير ثبت کرد.

نزديک ظهر روز دوشنبه، کاروان بزرگ پيامبر همين که به منطقه " غدير خم " رسيدند حضرت، مسير حرکت خود را به طرف راست جاده و به سمت غدير تغيير داده، فرمودند :

" ايها الناس، اجيبوا داعي الله، و انا رسول الله ."


اي مردم، دعوت کننده خدا را اجابت کنيد که من پيام آور خدايم .

اين کنايه از آن بود که هنگام ابلاغ پيام مهمي فرا رسيده است. لذا فرمان دادند تا منادي ندا کند:

" همه مردم متوقف شوند، آنان که پيش رفته اند برگردند، و آنان که پشت سر هستند، خود را سريع تر برسانند. " همچنين دستور دادند، کسي زير درختان کهنسالي که در آنجا بود نرود و آن مکان براي برپايي جايگاه سخنراني خالي بماند.

پس از اين دستور، همه مرکب ها متوقف شد، همه مردم پياده شدند و براي توقف سه روزه خيمه زدند .

از طرف ديگر پيامبر چهار نفر از اصحاب خاص خود يعني مقداد، سلمان، ابوذر و عمار را فرا خوانده و به آنان دستور دادند تا جايگاه سخنراني را در کنار درختان کهنسال آماده سازند . آنان از روانداز شتران و ساير مرکب ها کمک گرفته، منبري بلند ساختند و روي آن را با پارچه اي پوشانند( منبر در ميان جمعيت قرار داشت.)

با توجه به کثرت جمعيت،" ربيعه" را که صداي رسايي داشت، انتخاب کردند تا کلام حضرت را براي افرادي که دورتر قرار داشتند، تکرار کند.

مقارن ظهر، منادي حضرت رسول اکرم (ص)، نداي نماز جماعت داد، مردم مقابل منبر جمع شدند و با پيامبر نماز جماعت را اقامه نمودند. پس از نماز، پيامبراکرم از منبر غدير بالا رفتند و سپس علي عليه السلام را فرا خواندند تا در سمت راست ايشان بر فراز منبر بايستد و پيامبر نيز در حالي که دست راستش بر شانه اميرالمومنين قرار داشت، سخنراني تاريخي خود را شروع کردند که بيش از يک ساعت به طول انجاميد.

حضرت در ابتدا به حمد و ثناي الهي پرداختند و سپس تصريح کردند که: بايد فرمان مهمي درباره علي بن ابيطالب ابلاغ کنم که اگر اين پيام را نرسانم رسالت الهي را انجام نداده ام :

" يا ايها الرَسول، بَلـِّغ ما اُنزل اليکَ مِن رَبـِّک وَ ان لَم تـَفعَل، فَما بَلغتَ رسالته."( مائده/67)

پس از بيان جملاتي، پيامبر دست علي عليه السلام را بلند نمود و فرمودند:

" من کنت مولاه فهذا علي مولاه "

و چنين بود که " غدير"، عيد ولايت  نام گرفت .

عید غدیر خم

گفت پیـغمبر به یــارای سخــن /  پیک رب العالمین آمد به من

گفت حیدر را خدا این تحـفه داد /  بر همه خلق جهان فضلش نهاد

گشت داخــل از یقین زوج بتول / در ولایــت با خداونــد و رسول

عید غدیر خم بر شما مبارک

 

 

در «غدير خم» نگر، نور دل افروز على نيست روزى در جهان، مانند امروز على روز كامل گشتن دين است و اِتمام نِعَم هجده ذيحجّه يعنى، عيد پيروز على چون كه از يُمن على، حق، راضى از اسلام شد زين جهت امروز باشد خوش ترين روز على روز توحيد است و روز رحمت و روز اميد پرده بردارى شد از، حُسن دل افروز على شهر دانش «احمد» است و «مرتضى» دروازه اش انبيا غير از «محمّد»، دانش آموز على شد ولاى او «حسان» حصن امان امّتش به به از اين پرتو مهر گُنَه سوز على
(چايچيان «حسان»)